|
هرچیزی را که به تو مربوط می شود ،دوست می دارم اما خودم را نمی دانم! نمی دانم چگونه بادکنکها را باد کنم که رو ی بام تو .. نه این قرقره به این زودی ها لاغر نمی شود! هوا خاک دامن رقصنده با باد ،به تو مربوط است و این فاصله که هر روز چاق تر می شود. حتی دگمه های پیرهنم شکل بادکنکی در هوای تو مشوش است و گره اش در دهانت ،لبخندنوزاد را می ماند. هرچیزی را که به من مربوط می شود را دور بریز مرا تا خورده حاشیه ی دامنت بدوز و فردا که به مزرعه رفتیم رودی از عسل جای قدمهای تو می خشکد و زنبور نابلد همیشه مرا زودتر از چشمانت می شناسد. هرچیزی را که به تو مربوط می شود حتی زنبور نابلد را دوست می دارم ولی ناخنهای نیم جویده ام را نه! + نوشته شده در 87/01/11 7 PM توسط محسن راد |
|
| |||||