|
تقدیم به خورشیدکم که خیلی وقته رفته با بهار عروسی کنه ولی گم شده،یه جایی بین شعرهام اینجا باران می بارد اخبار دیشب،پیش بینی نکرده بود ولی من از خدانگهدارت فهمیدم. آنجا باران می بارد تو همیشه غر میزنی که چرا بدون خداحافظی ،لباس باد می پوشم. ابرها برای تو می دوند تا راحت تر بخوابی و این تنها رویای چتر می تواند باشد! ............................................................................ بهاریه به مناسبت فقر/فردا عصر/همین وبلاگ + نوشته شده در 86/12/27 4 PM توسط محسن راد |
|
| |||||