|
به مهرگان نام آور: و در چنین شرایطی دیگر عشق هم پناه ما نمی شود که عشق از انسان شروع می شود و با انسان ادامه،و حال که انسانیت به زبان هم حمله می کند ،دیگر از عشق گفتن ،سروی می خواهد راست،که سایه ی رخوت ما باشد.مثل یک محکوم به مرگ ،آخرین قدمهای خودمان را محکم بر می داریم که اگر زیر پایمان خالی شد سریع تر فاقد انسانیت باشیم، و لاک پشت ها این روزها خوشبخت تریند که حتی خیال پرواز را از خود دور می کنند که خیابانها،کوچه ها و پنجره ها ، فاقد نگاهند که نگاه یک انسان همیشه افقی است نه عمودی که قلابها را عمودی به گردن ما می آویزند که اگر ندایی از ما برخاست ،آدمهایی که به ساحل نشسته اند ، لیوان های خود را بردارند و فرار کنند کار جنون ما به تماشا کشیده است/ یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی + نوشته شده در 88/04/07 1 PM توسط محسن راد |
|
| |||||