|
باد می آید عادت به در زدن ندارد ولو می شود روی سفره و فرقی نمی کند طول سفره یا چند نفر که نشسته اند اصلا نشسته اند!؟ دختری با موهای فرفری سیاه روسری پاره اش را از سر بر می دارد باد می رود سفره می رود و آدمها از هم دور می شوند! + نوشته شده در 87/09/22 3 PM توسط محسن راد |
به همین سادگی می شود فردا را رها کرد در فنجان نیم خورده و تو رابیشتر دید نه! تو از خواب بهتری و چند سال بعد خوابهایم را برای فنجان نیم خورده تعریف خواهم کرد + نوشته شده در 87/09/17 7 PM توسط محسن راد |
سکوت می کنم صندلی ها هم. از تفریق صندلی ها آیا چیزی باقی می ماند؟ جز عنکبوتی که دور پیرهنم بازیگوشی می کند! + نوشته شده در 87/09/07 9 AM توسط محسن راد |
|
| |||||