تبليغاتX
کار جنون ما به تماشا کشیده است؟!

کار جنون ما به تماشا کشیده است؟!

درد را بگویید: با تاخیر شروع می شوم

درد را معطل کنید!

به گزارش سازمان شعر شناسی

باران

سمت خانه ام رویت شده است

و فردا

گفت و  گوهای جهان

برای ناخنهایم

یک دقیقه ابری می شوند!

درد را بگویید امضا کند

پای تمام نامه های سیاه

که روی خط کشی خیابان فراموش می شوند

من درد را دوست دارم

پس بگویید:

خانه سیاه است و کسی خانه نیست!

+ نوشته شده در 87/01/24 11 AM توسط محسن راد |


نه !

این شعر نا ندارد

باید پنجره ای دیگر باز کرد

انگورهای تازه چید

تا باد صمیمی تر شود

با شاخه های آغشته به اندوه سیگار!

شاخه ها که از جاذبه لخت می شوند

زمین چیز عجیبی است:

جنگ برگ و میوه وعلفهای جامانمده از گاوان مست!

در لاس وگاس

تا چشم کار میکند ،بلوط کاشته اند

بلوط های دست نخورده

پیرهن باید باشی تا بدانی

وقت مطرب ترانه رستگاری می نوازد

دگمه ها بو می دهند:

یک لیوان مخفی در شمشاد

100 کاکلی شاد

1000 پیله ابریشم رها در باد

که شب را انگور وار می خوابند.

نه این شعر

بازی بلد نیست

جای کودکان، لبخند به دست گرفته است!

که کسی را بشناسد

چون تاک بپیچد روی میز

و .....انگورها را قطره قطره با او بازی کند.

در لاس وگاس

شاعرمی خزد

شاعر روی میز قوز می کند

شاعر دستانش را باز می کند

شاعر انگور می خورد

شاعر او را پیدا می کند

و سیل می آید.

شاعر به درخت گیر میکند

درخت کج می شود

و شعر روی لیوانها می افتد!

بار دیگر که به لاس وگاس رفتم

با خودم لیوانهای اضافی می برم

تا وقتی انگورها تمام شدند

و سیل آمد

برای او جای امن داشته باشم!

+ نوشته شده در 87/01/20 11 AM توسط محسن راد |


هرچیزی را که به تو مربوط می شود ،دوست می دارم

اما خودم را نمی دانم!

نمی دانم چگونه بادکنکها را باد کنم

که رو ی بام  تو ..

نه این قرقره به این زودی ها لاغر نمی شود!

هوا

خاک

دامن رقصنده با باد ،به تو مربوط است

و این فاصله که هر روز چاق تر می شود.

 حتی دگمه های پیرهنم

شکل بادکنکی در هوای تو مشوش است

و گره اش در دهانت ،لبخندنوزاد را می ماند.

هرچیزی را که به من مربوط می شود را دور بریز

مرا تا خورده حاشیه ی دامنت بدوز

و فردا که به مزرعه رفتیم

رودی از عسل

جای قدمهای تو می خشکد

و زنبور نابلد همیشه مرا زودتر از چشمانت می شناسد.

هرچیزی را که به تو مربوط می شود

 حتی زنبور نابلد را دوست می دارم

ولی ناخنهای نیم جویده ام را نه!

 

+ نوشته شده در 87/01/11 7 PM توسط محسن راد |


X

امید آمدن لغتی
لغتی که نمی آید
.
.
این یادداشت جز ثبت تاریخ ها و دلمشغولی ها ..چیز دیگری نیست و شاید بی معنی :

با نام کامل " محسن جعفری بالنگاه" که بعدها راد به آن اضافه شد
پاییز 76: بازی در یک قسمت از سریالی در شبکه ی باران
تابستان 83:فیلمنامه بلند"لطفآ میان خطوط حرکت کنید"
پاییز 83 تا تابستان 86: دانشجوی کاردانی معماری(شوشتر)
مسئول و مجری دوساله انجمن شعر دانشگاه
چاپ نقد فیلم و داستان طنز در مجله ی سایه روشن
اسفد84: مستند" اینجا هوا تمیز است"(ساخت.اسفند85)
بهمن 85: مصاحبه به عنوان خبر نگار از طرف روزنامه ی فرهنگ جنوب با یکی از خوانندگان بختیاری
فروردین86: پخش و نقد فیلم "اینجا هوا تمیز است" در فرهنگسرای شوشتر

اردیبهشت86:بازی در تئاتر حفره به کارگردانی علی روات زاده
تیر 86: مستند" برف"(ساخت:تیر86)
مهر86:فیلمنامه مستند-داستانی" کلوزآپ"(درباره ی زندگی مهناز کریمی نویسنده ی معاصر)
آبان86:نمایشنامه" سیاه.سفید"
بهمن 88: جایزه ی افتخاری از کانادا برای فیلمنامه ی داستانی یک روز معمولی

فروردین 87: آغاز همکاری با انجمن سینمای جوان لاهیجان-شرکت در کانون فیلم
خرداد 87: مستند"بچه ی پاساژ"(ساخت مشترک با حسین غلامی خرداد 87)
خرداد87:آغاز نوشتن رمان "روزهای بی تقویم"
تیر 87: فیلمنامه ی مستند"بچه های بی تقویم"(ساخت تیر 87)
مرداد87: پخش و نقد فیلمهای "بچه پاساژ" و "بچه های بی تقویم" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
شهریور 87: آغاز نگارش رمان" گودال برای کندن است"
مهر87: دانشجوی کارشناسی معماری(چالوس)
"
آذر 87 : آغاز تحقیق فیلم مستند آبی بیکران در باره ی دکتر میرهادی
دی 87: ساخت فیلم داستانی" یک شب معمولی"
بهمن 87: پخش و نقد فیلم "یک شب معمولی" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
بهمن 87: چاپ شعر در هفته نامه چلچراغ
اسفند87: پخش دو فیلم "بچه های بی تقویم" و "یک شب معمولی" در همایش فیلم سی
فروردین88: ساخت فیلم کوتاه داستانی "هیچ"
فروردین 88: پخش و نقد فیلم"هیچ" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
فروردین 88: همکاری با انجمن سینمای جوان چالوس برای ساخت فیلم مستند" آبی بی کران"
تیر88: آغاز نگارش رمان " خواب های سگ"
مرداد88: شرکت در اکران خصوصی فیلم "درباره ی الی "به میزبانی سایت "سینمای ما"
مرداد 88: چاپ نقد فیلم در روزنامه ی گیلان امروز
مرداد88: آغاز مذاکره با همسر بیژن نجدی برای ساخت مستندی درباره ی بیژن نجدی
مرداد 88: ساخت مستند "آبی بیکران"
مرداد 88: ساخت فیلم داستانی " وضعیت"
مهر88: ساخت فیلم داستانی " عبور"
مهر88: شروع تحقیق برای ساخت مستند" چند سال بعد" درباره ی مشکلات زنان
مهر 88: فیلمنامه های داستانی "حضور" و "بابا آب دارد" برای شرکت در جشنواره ی برکت
مهر 88: ساخت فیلم داستانی " بابا آب دارد" با همکاری انجمن سینمای جوان چالوس
آبان 88: چاپ قسمتی از نقد فیلم درباره الی در ماهنامه سینمایی فیلم
آبان88: ساخت مستند " چند سال بعد"
آبان 88: راهیابی فیلم مستند "بچه های بی تقویم" به بخش مسابقه جشنواره فیلم کوتاه برکت
آذر88: پخش فیلم "بچه های بی تقویم" در سینمای چالوس در روز 16 آذز
آدر88: پیش تولید فیلم داستانی "کسوف"
آذر88: فیلمنامه داستانی"جای خالی"
آذر88: چاپ نقد فیلم محاکمه در خیابان در روزنامه گیلان امروز
.
.
و شرکت در انجمن های ادبی

...........
imel:mohsenrad84@yahoo.com


Home
Email
Night Skin

Archives

آذر 1388

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385



Links

یدالله رویایی
عباس صفاري
خدامراد فروهر
محسن نامجو
سینمای ما
محسن اکبرزاده
سایت رخداد
و سارا محمدي اردهالي
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


LinkDump

وبلاگ سینمایی محسن راد
آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :