تبليغاتX
کار جنون ما به تماشا کشیده است؟!

کار جنون ما به تماشا کشیده است؟!

كاج، بهمن

خاج، حكم فردا

وقتي قرعه به نام تو سپيد مي شود

وقتي بوي كاج، لباس ها را تنگ و شاعرانه مي كند!

بايد اين قمار آخر را به نفع تو عقب نشيني كنم

تا

تو، كنار پنجره

آغشته به روزهاي مرداد، راحت تر بخوابي.

.

.

چه رویاهایی می آیند..

وقتی کنار آفتابگردان

لبخندت با زمین قفل می شود!

.

.

بوسه خون نیست

ارتفاع غارهای متبرک معاصر

که با لبان بوسیده از مخمل،فتح می شوند

و من

تنها انسان آینده ام

که می توانم غذاهای گرم درست کنم!

+ نوشته شده در 86/11/28 11 AM توسط محسن راد |


 

شماره کفشم 44

جوراب،آبی آسمانی

به ساعت 11 حساسیت دارم

  چون فکر می کنم

ماه،نجیبتر از بقیه چیزهاست!

اینها مختصات یک آدم جنجالی است

که وقتی کنار تو می نشیند

مثل جنین در شکم نامادری!

یا وق وق سگ در کویر

نه...آرام تر از این حرفهاست!

می دانم

مادرتان گفته با غریبه ها صحبت نکنید

ولی من

سیگار که نمی کشم

چتر دونفره که دارم

و موقع عصبانیت،مطمئن باشید شما را گاز نمی گیرم!

با من ازدواج می کنید؟؟!!

                        .

                   .

              .

شبیه کدام گرگ گرسنه ام بانو!؟

که رخوت وار می خندی.

شهر

خیابان

پیاده رو

وقتی یکدست،مخملین می شوند

یعنی

خبر تو زودتر از فصل غرقم می کند

باید مواظب رفتارم باشم!

.

   .

       .

سردی دستم

بن بست خیابانی است

که همیشه، دودی شکل از آن عبور می کنی!

با خطوط قرمز باریک

و چترهای سپید پیچیده با آفتاب.

چراغ راهنمایی که همیشه سبز

پاسبانی که همیشه سلام

و کودکانی که خورشید پس فردا را توصیف می کنند!

دست جوهری من

مداد رنگ پریده تو.

طبق معمول

حواست که نباشد،زیبا ترینی

هه!

می خواستم یواشکی دوست داشتنم را وزن کنم

که ناگهان از خواب پریدی

و جاذبه لخت شد    

.

 

 

 

+ نوشته شده در 86/11/23 9 AM توسط محسن راد |


 

پیاده گز می کنم تا سلمانی

که موهایم کمتر شود.

زیر این موها آه! گلخانه ای  کهن

کهنه تر از آن که باران به یاد داشته باشد.

اطلسی های قد و نیم قد

که دستکشهایت همیشه میانشان پنهان بود که اگر پیدا می شد

شعری دیگرمی گفتم!

به سلمانی که می رسم

پیرمرد نمی داند

جواب سلامم را با قیچی دهد یا سر!

موهایم زیادند

مثل بوته هایی که باهم غرق می شدیم

یادت نباشد مهم نیست

همیشه ماه را نشان می دادی

همیشه انگشتانت را بو می کردم

بو می کردم انگشتانت را

که اگر

وقتی

 جایی

کسی..جز من

با تو اا شد

پیاده گز کنم تا سلمانی که قیچی هاییش

پاهایم را قصابی کنند

که دیگر

هیچ بامدادی

هیچ خیابانی

هیچ شهری

هیچ نازنینی

.

.

 

قاشق که بیشتر بچرخد

فال،که شکل دهان تو مشوش شود

فالگیر،که لهجه اش من باشم

قهوه چیز خوبی است!

روی میز برعکس

یا در عکس روی دیوار که تو نیستی!

اگر پیرهنت را مزرعه فرض کنیم

شاید داس های بیشتری پیدا کنم

و نسیم باید

با اجازه روی مخملین چشمت،زمزمه شود.

قشنگ من!

در حریم کدام کاکلی بیدار می شوی

که آفتاب،همیشه بهانه تو را مرور می کند:

بهانه های قهوه ای....مثل چشم من

یا قهوه ای که هیچ وقت سرد نمی شود!

 

+ نوشته شده در 86/11/09 10 AM توسط محسن راد |


خمیازه نکشی،شک می کنم

به تنفس رازقی در عصر جمعه!

کوتاه که قدم برداری

جاده دست خودش نیست که ابریشمی شود!

راه های پنهان شدن از تو

راه های سر به هوا بودن

خیلی زود به دستانت ختم می شود.

چقدر کوچک شده ام من

که خنده های تو...نه!

تن خندان تو

برایم رویای برفی می بافد!

هی...خلقتو تنگ نکن بانو!

سر دوراهی به هم می رسیم

من با خودم شبنم می آورم

تو همه بارانهایی که نباریدی...لطفآ!

 

.

.

هوم م م م

چه هوایی بانو!

قبل از این که بخوابی

قبل از این که چکه کنی!

پنجره ام شیب پیدا کرده سمت تو

که سیب بچیند

 

.

.

خبر تو

تمام روزنامه های صبح را مضطرب کرده.

اگر کسی پیرهنت را تکذیب کند

یا مرا میان خواب موهایت دیده باشد

وای باید کشیش پیدا کنیم!

چقدر دوست دارم درخت باشم

که این زوج خوشبخت

روی این شاخه...نه!

آن یکی که ماه را نشانه گرفته است

ثروتشان را باهم تقسیم کنند: خودکشی

میل متوسطی است

مثل پوشیدن پالتو زیر دوش حمام!

 

+ نوشته شده در 86/11/04 10 AM توسط محسن راد |


X

امید آمدن لغتی
لغتی که نمی آید
.
.
این یادداشت جز ثبت تاریخ ها و دلمشغولی ها ..چیز دیگری نیست و شاید بی معنی :

با نام کامل " محسن جعفری بالنگاه" که بعدها راد به آن اضافه شد
پاییز 76: بازی در یک قسمت از سریالی در شبکه ی باران
تابستان 83:فیلمنامه بلند"لطفآ میان خطوط حرکت کنید"
پاییز 83 تا تابستان 86: دانشجوی کاردانی معماری(شوشتر)
مسئول و مجری دوساله انجمن شعر دانشگاه
چاپ نقد فیلم و داستان طنز در مجله ی سایه روشن
اسفد84: مستند" اینجا هوا تمیز است"(ساخت.اسفند85)
بهمن 85: مصاحبه به عنوان خبر نگار از طرف روزنامه ی فرهنگ جنوب با یکی از خوانندگان بختیاری
فروردین86: پخش و نقد فیلم "اینجا هوا تمیز است" در فرهنگسرای شوشتر

اردیبهشت86:بازی در تئاتر حفره به کارگردانی علی روات زاده
تیر 86: مستند" برف"(ساخت:تیر86)
مهر86:فیلمنامه مستند-داستانی" کلوزآپ"(درباره ی زندگی مهناز کریمی نویسنده ی معاصر)
آبان86:نمایشنامه" سیاه.سفید"
بهمن 88: جایزه ی افتخاری از کانادا برای فیلمنامه ی داستانی یک روز معمولی

فروردین 87: آغاز همکاری با انجمن سینمای جوان لاهیجان-شرکت در کانون فیلم
خرداد 87: مستند"بچه ی پاساژ"(ساخت مشترک با حسین غلامی خرداد 87)
خرداد87:آغاز نوشتن رمان "روزهای بی تقویم"
تیر 87: فیلمنامه ی مستند"بچه های بی تقویم"(ساخت تیر 87)
مرداد87: پخش و نقد فیلمهای "بچه پاساژ" و "بچه های بی تقویم" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
شهریور 87: آغاز نگارش رمان" گودال برای کندن است"
مهر87: دانشجوی کارشناسی معماری(چالوس)
"
آذر 87 : آغاز تحقیق فیلم مستند آبی بیکران در باره ی دکتر میرهادی
دی 87: ساخت فیلم داستانی" یک شب معمولی"
بهمن 87: پخش و نقد فیلم "یک شب معمولی" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
بهمن 87: چاپ شعر در هفته نامه چلچراغ
اسفند87: پخش دو فیلم "بچه های بی تقویم" و "یک شب معمولی" در همایش فیلم سی
فروردین88: ساخت فیلم کوتاه داستانی "هیچ"
فروردین 88: پخش و نقد فیلم"هیچ" در انجمن سینمای جوان لاهیجان
فروردین 88: همکاری با انجمن سینمای جوان چالوس برای ساخت فیلم مستند" آبی بی کران"
تیر88: آغاز نگارش رمان " خواب های سگ"
مرداد88: شرکت در اکران خصوصی فیلم "درباره ی الی "به میزبانی سایت "سینمای ما"
مرداد 88: چاپ نقد فیلم در روزنامه ی گیلان امروز
مرداد88: آغاز مذاکره با همسر بیژن نجدی برای ساخت مستندی درباره ی بیژن نجدی
مرداد 88: ساخت مستند "آبی بیکران"
مرداد 88: ساخت فیلم داستانی " وضعیت"
مهر88: ساخت فیلم داستانی " عبور"
مهر88: شروع تحقیق برای ساخت مستند" چند سال بعد" درباره ی مشکلات زنان
مهر 88: فیلمنامه های داستانی "حضور" و "بابا آب دارد" برای شرکت در جشنواره ی برکت
مهر 88: ساخت فیلم داستانی " بابا آب دارد" با همکاری انجمن سینمای جوان چالوس
آبان 88: چاپ قسمتی از نقد فیلم درباره الی در ماهنامه سینمایی فیلم
آبان88: ساخت مستند " چند سال بعد"
.
.
و شرکت در انجمن های ادبی خوزستان(اهواز/شوشتر)-گیلان(رشت/لاهیجان /شلمان/املش/رودسر/چابکسر)-مازندران(چالوس/ نوشهر) از سال 82

...........
imel:mohsenrad84@yahoo.com


Home
Email
Night Skin

Archives

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385



Links

یدالله رویایی
خدامراد فروهر
سایت رخداد
محسن نامجو
سینمای ما
و ...محسن اکبرزاده
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


LinkDump

وبلاگ سینمایی محسن راد
آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :