|
با لکه های سیاهش مجبورم می کند به شرط چاقو. هندوانه همیشه زیر ابر تابستان شاید پیرهنم خونی شود! تابستان یعنی تو حجم قرمز عمود که دریا را نشانه گرفته است من با شاخه ای مخملین کنار پیشانی تو آفتاب تقسیم می کنم. گوارا باد! تاب بازی دامن گلدار تو به شرط بوسه + نوشته شده در 86/04/26 4 PM توسط محسن راد |
من هستم روی زمینی که سنگینم می کنند می خواهند خون شاعر ما را آزمایش کنند که ان شاالله با ویروسی رستگار شویم! روی زمینی که وامدار منست نمونه ام را به خانم دکتر نشان می دهم و فردا سفید می پوشم که توجیه دیوانگی ام باشد. مثبت یعنی بی تو بودن! یعنی با سفیدجامگانی که در راهرویی طولانی می خواهند آدم شوند نه! مرا آدمک رنگ کنند جای هیزم بفروشند من می سوزم پس هستم! دکارت لعنتی روبه رویم ایستاده و خمیازه می کشد! + نوشته شده در 86/04/23 9 AM توسط محسن راد |
ساعت های ممنوع تصور یک حجم خوشبو. می خواهد اتفاق بیفتد فرقی نمی کند،خروسخوان باشد یا کابوس ببینم می خواهد اتفاق بیفتد اگر این دگمه ها زودتر تمام شوند و آینه رستگار. من تاب بازی میکنم،دستم تب این همه سرخ از کجا دزدیده ای؟ التماس همیشگی! آرام بگیر لبخند عمود من که سکوت سایه های ما زنگ تفریح خداست! + نوشته شده در 86/04/07 4 PM توسط محسن راد |
فردا" رییس" قراره بیاد "رییس" فقط یه آدم نیست،یه دوره است که خیلی وقته لبریز شده مسعود کیمیای طبق شنیده ها ، نه دیده ها ..بهترین حرفهاش رو می خواد با لکه قرمز روشن کنه.....باز هم نگاه خط خطی. بقیه بمونه تا رییس رو زیارت کنم
+ نوشته شده در 86/04/05 9 PM توسط محسن راد |
شعر،روی ذانوی تو آرام گرفته بود و من فصل تو را تقلب می کردم! ابتدای تابستان خورشید، فقط در اتاق من طلوع می کند
+ نوشته شده در 86/04/04 9 AM توسط محسن راد |
|
| |||||