|
زميني خوشبو صخره اي صبور خورشيدي نو اين آسمان مي خواهد بخندد يا نه! به درك ما مي رقصيم: به نام كلمه كه گاهي طولاني مي شود مثل من به نام شعر كه گاهي كوتاه مي شود مثل تو. چه سكوت معصومي است نازنين وقتي فرداvalen tine با دستهاي ما سرگيجه مي گيرد! + نوشته شده در 85/11/28 10 PM توسط محسن راد |
از خودم اگه بنویسم شاید به فحشهای ناموسی هم قناعت نکنم! ولی به نقل از یکی از روزنامه ها:
حالا داوران بخش مسابقه جشنواره فجر بعد از آنکه رییس را خیلی جدی نگرفتند و مسعود کیمیایی فیلمش را از بخش مسابقه خارج کرد و بعد از آنکه "روز سوم" فیلم متوسط وحتی بد محمد حسین لطیفی (این سفارشی ساز ماه رمضانی تلوزیون،این جمله مال روزنامه نیست!) را در دوازده رشته کاندیدای سیمرغ کردند.دو سیمرغ بهتریت بازیگر زن و مرد هم به دو نقش معتاد رسید و... امیدوارم حالا با من موافق باشین جشنواره فجر نه تنها از اعتبار فاقده بلکه جز جشنواره "جنگ نما"(بعد از 25 سال) چیز دیگری نیست. اما مناسبین جشنواره: بهرام رادان بعد از اینکه با انتخابهای بجا و متفکرانه با شمعی در باد و سرباز های جمعه و گاو خونی شروع کرد حالا با بازی در فیلم همیشه فیلمساز ایران ثابت کرد که ستاره ها هم می توانند حتی برای یه جایزه! احترام و اعتبار سینمای ایران در بخش غیر جنگی را حفظ کنند. باران کوثری هم با فقط 22سال سن حالا روی سیمرغ نشسته و به خانواده های سینما از جمله رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری رونقی دوباره بخشیده است. بررسی بقیه جایزه ها بماند برای مجالی دیگر...... + نوشته شده در 85/11/23 11 AM توسط محسن راد
با هم شویم زرد و قرمز. شدن با هم خاطراتی یخی می خواهد پاهایی کهنه. با هم شویم زرد و کبود. شاید زود شود فردا وقت ما را دزدیده است و با آیینه ای شوم سایه ما را خندان نشان می دهد. زن: آقا مستقیم بهشت؟! مرد: مسیرم تا دریاست، بقیه رو باید پیاده بریم. و عشق فکر کرذن بلد نیست فقط می توا ند آغاز باشد.
+ نوشته شده در 85/11/22 5 PM توسط محسن راد
سلام برفها مهم آدم برفی کوچه ماست
+ نوشته شده در 85/11/06 6 PM توسط محسن راد |
|
| |||||